
من درباره تو به آنها نگفته اماما تو را دیده اندکه در چشمان من شنا می کنی...من درباره تو به آنها نگفته اماما تو را در کلماتم دیده اند; عطر عشق، پنهان نمی ماند...نزار قبانی ...
ادامه مطلب
چشم هایت را ببنددر من سقوط کنفردا تو رادر جای بهتری بیدار خواهم کرد....
ادامه مطلب
همیشه فرصتی برای شروع کردن می توان یافت، در حالی که ما اکثر اوقات به تمام کردن فکر می کنیم ...! یاستین-گوردر...
ادامه مطلب
آنچه مردم معمولا سرنوشت می نامند، غالبا نتیجه ی رفتار ابلهانه ی خود آنان است. آرتور شوپنهاور...
ادامه مطلب
آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو...آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو...بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو... جانِ من حرف بزن!آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو... کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییستآنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو... جانِ من زود بیاآنقدر حسرت آغ...
ادامه مطلب
تنهایی من از وقتی شروع شدکه میان این همه "بود"منتظر یکی بودم که "نبود"...
ادامه مطلب
من نه همیشه خوب تو، من نه بدم نه بدترین نه از توکم، نه بیش از این، نه اولین نه آخریننه از تبار شبنمم، نه از سلاله علفمن همگی سایه ی تو،تا شده بر روی زمینبی خود توبی خودی ام، مست ترین مست زمینمیکده های بسته را، خسته نشسته در کمینمن نه به اندازه ی تو، من نه کم از قالب تومن همه شعر و من غزل، صاحب شعری به یقینغریبه ی تازه ی تو، صبح دروغین تو شددر این طلوع بی حیا، زوال سایه را ببیناین چه شریک سفره ای که نان نداده دست توبرای کوچ آخرت، اسب تو را نکرده زینهمسفر تازه ی تو، هرزه ی کوچه های شبمنتظر خسته تویی، بی خبر خانه نشینای تو تمام من من، باتو خودی تر از توامبی ...
ادامه مطلب