آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
آنقدر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
آنقدر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقدر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
جانِ من زود بیا
آنقدر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
برچسب:
نویسنده: کسری محمدپور