دارم به بي مجالي خود فکر مي کنم
با ذهن پيرسالي خود فکر مي کنم
هرسال وقت کشتن شمع تولدم
بر قتل احتمالي خود فکر مي کنم
گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود
گاهي بجاي خالي خود فکر مي کنم
نارس تر از هميشه به توجيه بودنم
روي خواص کالي خود فکر مي کنم
يادم بخير ! آينه ام - مثل من نداشت
با ياد بي مثالي خود فکر مي کنم
با اين يقين که شعر نه، شاعرشنيدني ست
من با من خيالي خود فکر مي کنم
سرشار پاسخي بخودم! پرسشيم نيست
در خود به بي سوالي خود فکر مي کنم
من زنده ام هنوز و غزل؟ نه! ، ترانه؟ نه
تنها به گوشمالي خود فکر مي کنم
محمدعلي بهمني
برچسب: شعر,شعر غزل,شعر عاشقانه,شعر حب,شعر عن الحب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر عن الاب,شعرية,
نویسنده: کسری محمدپور